بعضی کتابا هستن که تاثیری بیش از یه کتاب در نحوه تفکر خواننده به جا میذارند. "جامعه فئودالی " یکی از بهترین کتابای تاریخی هست که تا حالا خوندم . مارک لئوپولد بنجامین بلوخ ( ۱۸۸۶ - ۱۹۴۴ ) نویسنده این کتاب یکی از بنیانگذاران مکتب آنالز (annales school ) در تاریخنگاری هست که اساسش بر این باوره که در نگارش یک اثر تاریخی نباید تنها به ثبت توالی رویدادها بر مبنای زمان وقوع اونها اکتفا کرد بلکه بایدسایر عوامل بخصوص عواملی چونان ویژگی های جغرافیایی و مردمشناسی رو دخیل دونست . رشد این تفکر موجب شده تا تاریخنگاران کنونی به ریشه یابی و ارتباط سایر پدیده ها با یکدیگر توجه خاصی کنند و در نگارش آثار خودشون به تاثیر جریانساز عواملی چونان اقتصاد و جامعه شناسی در بروز رویداد های تاریخی توجه کنند. یکی از بهترین آثاری که با این رویکرد در دهه های پایانی قرن بیستم نوشته شده و به فارسی ترجمه شده " ظهور و سقوط قدرتهای بزرگ " اثر" پل کندی "هست که تاثیر "مکتب آنالز" در آن به وضوح دیده میشه.
بلوخ یکی از بزرگترین تاریخدانان قرن بیستمه که در سال ۱۸۸۶ در لیون بدنیا اومده از اکول نرمال پلریس فارغ التحصیل شده و سالها استاد تاریخ قرون وسطی در دانشگاه استراسبورگ بوده تا اینکه در سال ۱۹۳۶ کرسی استادی تاریخ اقتصادی دانشگاه سوربن رو بدست آورد .در دوره اشغال فرانسه به نهضت مقاومت ملی فرانسه ملحق شد اما به دست گشتاپو اسیر و پس از شکنجه های فراوان در ژوئن ۱۹۴۴ در نزدیکی زادگاهش تیرباران شده .
" جامعه فئودالی " در مورد شکل گیری و ریشه یابی جوامع فئودال در اروپای غربی هست و از این طریق شکل گیری حاکمیت قانون رو در این جوامع نشون میده .در واقع همانطور که اکثر محققین به این نکته اشاره کردند این قوانین" واسالی " و روابط بین حاکم و زیر دستانش هست که مبنای قوانین مدنی رو در اروپای غربی به وجود آورده . فرمانهایی چون" ماگنا کارتا " در انگلستان قرن ۱۳ میلادی و یا" گاو زرین" در مجارستان و یا حتی "کد ناپلئونی" با محدود کردن حاکمان وقت قوانین مدنی جهان امروز رو بنا گذاشتند."بلوخ "به وضوح نشون میده که چه گونه تهاجمات اقوام خارجی به سرزمین های اروپایی موجب تقویت بنیان های فئودالی در آنها شده و آورده های مهاجمان چه گونه در کنار قوانین رومی شکلی جدید از حاکمیت رو به وجود آوردند و بوجود آمدن نظام "سرواژ" و وابسته شدن رعیت و نمایندگان حاکم به" فیف" تاثیری اساسی بر نظام اقتصادی جوامع اروپایی باقی میذاره که آثارش هنوز در کشوری پیشرفته مثه انگلستان دیده میشه و اتفاقن نشون میده که چرا اطلاق واژه فئودال و فئودالیسم به مناسبات حاکمیتی در خاورمیانه اشتباه و بی معناست. چرا که در جامعه ای که با یک اشاره حاکم حقوق قانونی زیر دستان سلب میشده مفهوم فئودالیسم مسلمن صادق نمیتونسته باشه.
این کتاب در طی سالهای گذشته همیشه برای من نمونه ای از یک تاریخنگاری مستدل و بی غرضانه بوده و بدیهی که چنین کار بزرگی رو نمیشه در این پست بررسی کرد خوندن این کتاب دو جلدی ۱۰۰۰ صفحه ای برای هر علاقه مندی به تاریخ جذاب و دلنشینه و ترجمه روان و جذاب بهزاد باشی به خواننده یاد آور میشه که مترجم در برگردان یک اثر آکادمیک چه تاثیر شگرفی داره. جای افسوس فراوانه که سالهاست نشر آگاه این کتاب رو تجدید چاپ نکرده و فقر فرهنگی جامعه ,موجب شده تا از سال ۱۳۶۳ تا به حال همون تیراژ۳۳۰۰ نسخه ای کفاف جامعه فرهنگی ما رو داده باشه.
+ نوشته شده توسط فرزین در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 و ساعت
13:13 |